سري به اين وبلاگ (كه مشتي است از خروار) بزنيد:
چند روزي است كه فكرم پيوسته مشغول نوشته هاي اين وبلاگ و نوشته ها و سخنراني هاي مشابه آن است.
چقدر اين نوشته ها و اين اعتقادات خطرناك است و كمتر كسي مي تواند با آنها مقابله كند.
به محض اينكه نام دين و امام زمان به ميان مي آيد، همه دست به عصا مي شوند. مسخره است، اما بعضي وقتها خود من هم در دلم مي گويم: نكند اين نوشته ها و ... درست باشند!!!! (البته به محض اينكه به "اصول" اخلاقي مراجعه مي كنم، بر سادگي خودم مي خندم)
خطر اينجاست كه به نظر مي آيد كه خود آقاياني كه از آنها به عنوان شعيب بن صالح و سيد خراساني نام برده شده، كم كم باور كرده اند كه واقعا همين ها هستند.
نتيجه؟
نتيجه اينجاست كه درروايات متعدد از جنگ و خونريزي حق عليه باطل نام برده شده، جنگي كه منجر به ظهور خواهد شد. نتيجه: "جنگ"
اكنون مي توان ريشه بسياري از رفتارهاي آقايان "ملقب" به شعيب بن صالح و سيد خراساني و اعوان و انصارشان را فهميد.
آنها اگر "باور" كرده باشند كه همان مصاديق هستند، جنگ برايشان امري قطعي است، آنها در مسير جنگ هستند و خود را در مسير بهشت برين مي دانند.
جمله آقاي خامنه اي را يادآوري مي كنم كه بارها و بارها تكرار كرده: "امروز ديگر صلح حسني در كار نخواهد بود، امروز اگر قرار است امري رخ دهد، جنگ حسيني خواهد بود."
نمي دانم كه تاثير اين نوشته ها و سخنراني ها بر عامه مردم چيست، اما از شواهدي كه دارم به اين نتيجه رسيده ام كه اينگونه موضوعات بسيار پرتاثير هستند، بخصوص در قشر عامه مردم كه نوعي مذهب دارند.
مذهبي كه از خانم جلسه اي فلاني و حاج آقا فلاني كسب كرده اند.
اي كاش مذهبي هاي ما لااقل حديث هاي مربوط به ظهور را خودشان نگاهي مي كردند كه در بسياري از آنها كساني را كه براي امر ظهور "وقت" معين مي كنند را لعن ونفرين كرده اند.
اي كاش مذهبي هاي ما اين قدر قشري نبودند و چاره همه امور را در وجود فرستاده عجيب و غريبي كه كليد همه مشكلات را در جيب دارد نمي دانستند.
اين داستان سر دراز دارد، در زمان جنگ اول جهاني كه ملت ايران جانشان از روسها به گلو رسيده بود، قيصر آلمان را "حاج ويلهلم" مي ناميدند و اميد بسته بودند كه "او" بيايد و جمله مشكلات حل شود.
مثال هاي ديگري هم هست، كه اتفاقا در اوج بدبختي ملت رخ داده، ماجراي بابيه كه بعدها تبديل شد به بهاييت و فرقه بهايي. آنها در جستجوي چه بودند؟ در جستجوي زندگي مناسب. چه كسي ظهور كرد؟ باب الله و بعد .....
حكايتي است دردناك. چه كسي و چه كساني قدرت مقابله با امام زمان ساختگي اينان را دارد؟ چه كسي و چه كساني بايد برخيزند و اين بساط خدعه و نيرنگ و توهم را جمع كنند؟
اگر اين بساط جمع نشود، مردم اين كشور، همه ما، چه دور چه نزديك، چه در ايران و چه در هر جاي دنيا، بزودي دچار "فاجعه" اي بزرگ خواهيم شد. چه مي دانم، شايد فاجعه، ادمهاي زنده مانده را از خواب بيدار كند.