۱۳۸۹ شهریور ۸, دوشنبه

هنر

همه زيبايي و اعتدال.
هنري از قلب و سينه انسانهاي سالم و سليم.


ربّ اغفر و ارحم و انت خير الرّحمين

۱۳۸۹ شهریور ۶, شنبه

زلزله فقر

عكس هاي زلزله زدگان دامغان را مي ديدم، همان خاك و همان آوار. همان اسباب و اثاثيه محقر و همان فقر هميشگي. همان خانه هاي سست و كاهگلي. همان داستان بي پايان فقر و بدبختي.
چه وقت مردم كشور ما روي زندگي بهتر را خواهند ديد؟
پس چه شد ماحصل انقلاب دوم رييس جمهور منتصب؟
پس چه شد ماحصل انقلاب اول؟
چه حكمتي است در اين چرخه فقر و فلاكت؟

۱۳۸۹ شهریور ۴, پنجشنبه

كبر


تكبر در برابر كبير؟

۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه

جابجايي

اسباب كشي انقلابي!
سه چهار روز و شب ما را گرفت. بلاخره آمديم طبقه بالا، كسي بالاي سرمان نيست كه وقتي راه مي رود، سروصداي جيرجير چوبها مغزمان را بهم بريزد.
بيش از هفت هشت ماه بود كه آرام نداشتيم، از ساختمان 200 به ساختمان 2400، از طبقه دوم به طبقه سوم، همين.

۱۳۸۹ مرداد ۲۳, شنبه

رمضان

ماه رمضان و ترتيل منشاوي هميشه برايم آميخته بوده اند.
قرائت ترتيل شش سوره اول مصحف شريف با صداي منشاوي:
http://www.4shared.com/file/mJgtZISN/Hamd_Baqare.html
http://www.4shared.com/file/Lgxo1wlO/Aal_e_Emran__Nesaa.html
http://www.4shared.com/file/SP6rPpm1/Maaedeh_Anaam.html

عمل انقلابي

خيلي وقت ها رفتار پيچيده اي مي بينيم كه نمي توانيم آن را توجيه كنيم، نمي توانيم بفهميم كه دليل چه بوده. اما در پس آن اتفاق عجيب، مي تواند دليل و يا دلايل ساده اي باشد.
براي نمونه: همه ما داستان جاذبه بين دو جرم را مي دانيم؛ همان قانون ظاهرا ساده گرانش كه نيوتن آن را براي اولين بار بصورت رياضي معرفي كرد. يكي از نتايج زيباي اين قانون وقتي رخ مي دهد كه مي خواهيم حركت سه جسم ( و يا تعداد بيشتري) را بدست آوريم. سالها ذهن آدمهاي بزرگي با اين مساله درگير بوده و هنوز هم رساله هاي متعدد دكتري در همين زمينه تعريف مي شود. جالب اينجاست كه براي اولين بار پووآنكاره نشان داد كه مساله سه جسم، مساله اي آشوبناك است و اصولا ايده سيستم هاي آشوبناك از همين مفهوم گسترش يافت.
پس رفتار عجيب و پيچيده سيستم ها مي تواند محصول قوانين ساده اي باشد.
آنچه امروز در كشور ما رخ مي دهد نيز با همه پيچيده گي هايش، مي تواند محصول قوانين ساده اي باشد.
"عمل انقلابي، برادران انقلابي". شايد قانون طلايي در همين عبارت نهفته باشد.
اينكه عمل انقلابي چيست، خود داستان گنگ و مبهم و غير شفافي است. اما براي آن مي توان شاخصه هايي بيان كرد.
شاخصه ها مي تواند از مراتب به ظاهر سطحي آغاز شده و به مراتب بالاتر فكري برسد.
نوع لباس پوشيدن، نوع صحبت كردن، نوع رفتار اجتماعي و ... اينها در پايين ترين مرتبه هستند،
نوعي از عقايد ديني مبتني بر نوع خاصي از تقليد،
نوعي از جهان بيني مبتني بر ظهور و پيش گويي هاي مربوط به آن ...
دشمني همه جانبه با "آمريكا"، روابط نصفه نيمه اما هميشگي با اروپا، سردرگمي درباره روابط با شرق و ...
امنيتي كردن همه امور،
نگراني از ضد انقلاب،
و ....
اينها را كه در كنار هم ببينيم مي شود اعتقاد انقلابي و تلاش براي حفظ انقلاب مي شود عمل انقلابي.
هر امري كه به يكي از اين اصول نزديك نباشد در جايگاه ضد انقلاب جا خواهد داشت. اين امر مي تواند نوع لباس پوشيدن باشد و يا ادبيات سخنگو.
عمل انقلابي يعني حفظ آنچه تفكر و عمل انقلابي ناميده مي شود. برادران انقلابي هيچ عهد اخوتي هم با هيچ كس نبسته اند واين نكته مهمي است، در اين وادي بايد انقلابي بودن خود را هر روز بيش از پيش ثابت كني وگرنه در ورطه هلاك خواهي افتاد. و اين موضوع مهمي است، هيچ كس از قهر انقلابي در امان نيست و نخواهد بود، حتي اگر نامش "مقام عظماي ولايت و رهبري" باشد. او هم تابع انقلابي گري است، او بيش و پيش از هر كسي بايد نشان دهد كه متعهد به انقلاب است.
درست مانند بازار تكنولوژي الكترونيك كه هر روز بايد به مشتري جنس تازه اي ارائه دهد وگرنه نابود مي شود، "رهبر معظم" هم ناچار است هر روز برگ جديدي رو كند و هر روز ايمانش را بيشتر و بيشتر به رخ بقيه بكشد . اينجاست كه مسابقه مرگ و زندگي آغاز مي شود. مسابقه اي كه پاياني ندارد، چون خلاقيت بشري را مرزي نيست. اما اين بار خلاقيت منفي بايد بكار افتد و البته سالهاست كه چرخ ويرانگر خلاقيت انقلابي به راه افتاده و قربانيان خود را مي گيرد.


۱۳۸۹ مرداد ۲۱, پنجشنبه

فايل صوتي

اگر در اين روزهاي رمضان، اعصاب و معده اضافي (خيلي اضافي) داريد، اين لينك را گوش كنيد.

تمام مواردي كه مي گويد، كم و بيش تكراري هستند، بجز قسمت هاي اولش كه درباره موسوي خوييني ها بود. براي من كه سالهاست معتقدم در داستان گروگان گيري دست عوامل خارجي دركار بوده، سند خوبي بود. البته دقت كنيد كه در صحبت هايش نتاقض هم هست و هنوز مي خواهد نقش شوروي را انكار كند.


۱۳۸۹ مرداد ۱۵, جمعه

حاشيه / متن

ما آدم هاي عجيبي هستيم، خيلي عجيب. خيلي هم نادان هستيم، خيلي.
خيلي هم مغروريم، خيلي.
خيلي هم بي سواديم، خيلي هم "قشري" هستيم.
امان از قشري بودن، امان.
--------------------
هنوز كه هنوزه مردم روزه گير اين مملكت شب آخر ماه رمضان را در خانه هاي خود مي مانند تا مبادا فطريه آنها به گردن ديگري بيفتد. هر چه بيشتر گشتم، كمتر علت اين باور را يافتم. باوري است سينه به سينه نقل شده. همين روزه گيران ما، بيشترين قيد و بند را يه رساله هاي عمليه دارند. اما بارها و بارها گفته شده كه در هيچ رساله اي، حكم چنين نيست، اما باز هم آن توهم سينه به سينه منتقل شده از هر نوشته و گفته اي نزد ايشان محكم تر و استوارتر است.
--------------------
اين روزها نشان دادن اينكه دين و دين داري "اين گونه نيست كه مي پنداريد"، بسيار سخت و دشوار شده. از يكسو تبليغات راديو تلويزيون حكومت است كه هر چه بيشتر و محكم تر بر طبل قشري گري مي كوبد و همه پاسخها را احاديث و روايات بحار الانواري مي يابد و هيچ كاري به متن اصلي ندارد و از سويي ديگر بي دينان و ضد دين ها هستند كه به خوبي ياد گرفته اند كه بايد گاف حكومتي و گاف ديني را محكم چسبيد و از آن استفاده ها كرد.
--------------------
اگر اين مردم از دين بري شوند و در جبهه مخالف آن قرار گيرند، اصلا جاي تعجب نيست، آن مستمسك هايي كه حكومت قشري به دست ضد دين ها داده، براي فراري دادن خلق كافي است، اگر كسي بماند و هنوز دعواي دين مترقي و سازگار با تمدن داشته باشد، بايد برايمان عجيب باشد.
--------------------
چقدر دشوار است به آدمها بگويي كه داستانهاي سينه به سينه را رها كنند؛ از هر نوعي باشد؛ مخالف و موافق. به آن متني رجوع كنند كه يگانه متن "موجود" است، نه به افسانه هاي بحار، چقدر سخت است به آدمهاي باسواد بگويي اصل را بگير، حاشيه را رها كن.
چقدر دور افتاده ايم از اصل، چقدر پرداخته ايم به حاشيه.

۱۳۸۹ مرداد ۱۲, سه‌شنبه

ظهور

سري به اين وبلاگ (كه مشتي است از خروار) بزنيد:

چند روزي است كه فكرم پيوسته مشغول نوشته هاي اين وبلاگ و نوشته ها و سخنراني هاي مشابه آن است.
چقدر اين نوشته ها و اين اعتقادات خطرناك است و كمتر كسي مي تواند با آنها مقابله كند.
به محض اينكه نام دين و امام زمان به ميان مي آيد، همه دست به عصا مي شوند. مسخره است، اما بعضي وقتها خود من هم در دلم مي گويم: نكند اين نوشته ها و ... درست باشند!!!! (البته به محض اينكه به "اصول" اخلاقي مراجعه مي كنم، بر سادگي خودم مي خندم)

خطر اينجاست كه به نظر مي آيد كه خود آقاياني كه از آنها به عنوان شعيب بن صالح و سيد خراساني نام برده شده، كم كم باور كرده اند كه واقعا همين ها هستند.
نتيجه؟
نتيجه اينجاست كه درروايات متعدد از جنگ و خونريزي حق عليه باطل نام برده شده، جنگي كه منجر به ظهور خواهد شد. نتيجه: "جنگ"
اكنون مي توان ريشه بسياري از رفتارهاي آقايان "ملقب" به شعيب بن صالح و سيد خراساني و اعوان و انصارشان را فهميد.
آنها اگر "باور" كرده باشند كه همان مصاديق هستند، جنگ برايشان امري قطعي است، آنها در مسير جنگ هستند و خود را در مسير بهشت برين مي دانند.
جمله آقاي خامنه اي را يادآوري مي كنم كه بارها و بارها تكرار كرده: "امروز ديگر صلح حسني در كار نخواهد بود، امروز اگر قرار است امري رخ دهد، جنگ حسيني خواهد بود."
نمي دانم كه تاثير اين نوشته ها و سخنراني ها بر عامه مردم چيست، اما از شواهدي كه دارم به اين نتيجه رسيده ام كه اينگونه موضوعات بسيار پرتاثير هستند، بخصوص در قشر عامه مردم كه نوعي مذهب دارند.
مذهبي كه از خانم جلسه اي فلاني و حاج آقا فلاني كسب كرده اند.
اي كاش مذهبي هاي ما لااقل حديث هاي مربوط به ظهور را خودشان نگاهي مي كردند كه در بسياري از آنها كساني را كه براي امر ظهور "وقت" معين مي كنند را لعن ونفرين كرده اند.
اي كاش مذهبي هاي ما اين قدر قشري نبودند و چاره همه امور را در وجود فرستاده عجيب و غريبي كه كليد همه مشكلات را در جيب دارد نمي دانستند.

اين داستان سر دراز دارد، در زمان جنگ اول جهاني كه ملت ايران جانشان از روسها به گلو رسيده بود، قيصر آلمان را "حاج ويلهلم" مي ناميدند و اميد بسته بودند كه "او" بيايد و جمله مشكلات حل شود.
مثال هاي ديگري هم هست، كه اتفاقا در اوج بدبختي ملت رخ داده، ماجراي بابيه كه بعدها تبديل شد به بهاييت و فرقه بهايي. آنها در جستجوي چه بودند؟ در جستجوي زندگي مناسب. چه كسي ظهور كرد؟ باب الله و بعد .....

حكايتي است دردناك. چه كسي و چه كساني قدرت مقابله با امام زمان ساختگي اينان را دارد؟ چه كسي و چه كساني بايد برخيزند و اين بساط خدعه و نيرنگ و توهم را جمع كنند؟
اگر اين بساط جمع نشود، مردم اين كشور، همه ما، چه دور چه نزديك، چه در ايران و چه در هر جاي دنيا، بزودي دچار "فاجعه" اي بزرگ خواهيم شد. چه مي دانم، شايد فاجعه، ادمهاي زنده مانده را از خواب بيدار كند.