۱۳۹۹ فروردین ۲۸, پنجشنبه

فریب دادن اینان ساده است، بسیار ساده



دو نکته در باب این دستگاه کرونا یاب ساخته شده توسط دانشمندان بسیج:

اول: مخاطب سخنان و پروپاگاندای نظام احتمالا در سه دسته جای می گیرند:
دسته اول: کسانی که به هیچ وجه سخن ج.ا را باور ندارند. آنها بسته به سواد و شعور خود یا مسخره می کنند، یا می خندند، یا سکوت می کنند.
دسته دوم: آنهایی که هنوز ته امیدی به حکومت دارند و این اخبار را نقد دقیق می کنند. از ساده ترین جستجوی اینترنتی گرفته تا کاویدن گزارش ها و ...
دسته سوم: آنهایی که به نظام و حقانیت آن ایمان دارند و منبع اخبارشان 20:30 و منابر رسمی و مداحان حکومتی و امثالهم است. آنها کاری با جستجو و نقد و واکاوی ندارند. نظام و مقامات نظام گفته اند، پس می پذیرند، هرچند شاید در نهان دل هایشان هم اندک شکی داشته باشند. اما شک را نادیده می گیرند و در راه ایمان چشم و عقل را تعطیل می کنند.

مخاطب ج.ا و این نوع اخبارش کیست؟ دسته اول که نیستند. آنها سالهاست که طرد شده اند و نظام دامان مقدس خود را آلوده آنها نمی کند. دسته دوم، مختارند. آنها کار خود را می کنند. می ماند دسته سوم. مخاطب ج.ا. دسته سوم است که تمام سرمایه گزاری نظام برای نگه داشتن آنهاست. آنها باورمند هستند. احتیاجی هم به متقاعد کردن آنها نیست. آنها رام و آرام و اهلی هستند. در همه حال رام هستند. بره های سفید و آرام چوپان مقدس هستند. آماده قربانی شدن. آماده انجام وظیفه، آماده جانفشانی. 
ایمان آنها یقینی است. آنها سپاه را قبول دارند، دولت را نه. دولت را سد راه تمام خوبی های متمرکز در شخص ولایت می بینند. آه، اگر بدخواهان می گذاشتند ولایت سکان را در دست گیرد و ...


نکته دوم: 
نکته اول مهم نبود! اما این یکی مهم است. 
من نگران کشورم هستم. من نگران مردم هستم، من نگران پدران و مادران مان هستم، من نگران خودم هستم. 
چرا؟ 
چون بلندپایه ترین مقام نظامی کشور در صفحه رسانه ملی ظاهر می شود و از ابزار کشف کرونا پرده برداری می کند. دقت کنید که ایشان گروهبان فلان پادگان نظامی نیست. ایشان بلندپایه ترین فرد نظامی کشور است. فرمانده سپاه پاسداران است که تمام کشور را در قبضه قدرت گرفته و همه کارها به آنها ختم می شود.
من نگرانم!
اگر عقل این فرد و افراد هم کسوت ایشان اینقدر کم است که فریب این اسباب بازی را می خورند، چه انتظاری از اینان است در برابر مسایلی که کمی پیچیده تر هستند و احتیاج به تعقل دارند؟ 
چقدر فریب دادن این جماعت ساده است.  
و چقدرو تا کی ما باید تاوان نادانی این ابلهان را بدهیم؟ 
عمر آدمیزاد محدود است. چند نسل باید قربانی حماقت و نادانی این جماعت بیسواد شوند؟


۱۳۹۹ فروردین ۱۵, جمعه

Simulating an epidemic

This is a really good simulation as a toy model. So many good conclusions.
The source code is also available.



ps: 3Blue1Brown is an awesome YouTube channel.

۱۳۹۹ فروردین ۱۰, یکشنبه

انتقام طبیت

و ضجه آن حیوان بیگناه آتشفشان خشم خداوند را بعد هزاران سال برافروخت.


ما اظنّ ان تبید هذه ابدا: گمان ندارم که این (باغ) را زوالی باشد. کهف ۳۵

۱۳۹۹ فروردین ۳, یکشنبه

انسان چه ضعیف است

انسان حقیر و ضعیف است.
چندین هفته است که تمام دنیا را ویروسی تحت تاثیر خود قرار داده است. بسیاری ازکسب و کارها متوقف شده اند و میلیونها نفر بیکار شده اند. میلیونها نفر خانه نشین شده اند و بیمارستانها مملواز بیماران است و ...
موج بیماری از چین و ایران و اروپا به امریکا رسیده است و مردم کم و بیش ترسیده اند.

نوروز است.
اما خبری از تبریکات همیشگی نیست. 
مردم در گوشه های خود خزیده اند تا جانشان در امان باشد. سرها در گریبان است.
جهل و خرافه چه از نوع دینی و چه از نوع شبه علمی هم مشتریان پروپا قرص خود را دارد و بازارش گرم است.
بازارهای مالی و پولی سقوط کرده اند و اتفاقی رخ داده است که هرگز کسی آن را یک ماه قبل پیش بینی نمی کرد.

امیدوارم که این اتفاق و شیوع این بیماری کمی آگاه مان کند.
نوروز و سال نو مبارک.



۱۳۹۸ اسفند ۷, چهارشنبه

دیوار فیروزه ای

در خشت و گل عنصری هست که در وصف نگنجد. خشت و گل و کاشی لاجوردی و خط کوفی بهترین ترکیب دنیا هستند.



اینجا طهران است. همان تهران درهم و برهمی که در آن نمی شود نفس کشید. این اثر ظریف را کدام دست پینه بسته ساخته؟ در دلش چه سرَ عشقی بوده؟ چه چشم هایی آن را دیده اند؟ کدامشان با آن هم نفس شده اند؟ نسل ما شاید آخرین بیننده این دیوارها باشد.
   

۱۳۹۸ دی ۱۵, یکشنبه

سحرگاه سوم ژانویه - بغداد

قاسم سلیمانی کشته شد! 
چهار کلمه که ایران را تکان داد. 
برای ترامپ و افسران ارشد امریکایی کشتن آدمها مانند بازی آتاری است، دکمه ای فشرده می شود و گروهی آدمیزاده خاکستر می شوند. اما برای آنانی که در آن منطقه آشوب زده زندگی می کنند امر دیگری است: جنگ است و تمام تبعات نکبت بار آن، بیکاری است و فقر و درد و آشوب و بی آبی و بیکاری و ...

نسل پدران ما شبهای جنگ با صدای رادیو می خوابیدند، ما فرزندان آنها، با گوشی تلفن، که هر از گاهی اخبار را مروری کنیم تا ببینیم که فلان بیشعور لعنتی در تویتر چه گفته و بهمانی چه عکس العملی نشان داده. انگار که چرخه مرگ و جنگ و جنایت پایانی ندارد.




۱۳۹۸ آذر ۱۱, دوشنبه

عرق سرد از نفرت بی نهایت

امروز عرق سردی بر تنم نشست وقتی که کامنت های زیر یک توِییت خامنه ای را می خواندم. نفرت و خشم بی نهایت. 

کشور ما پس از حوادث آبان ماه نودوهشت وارد مرحله جدیدی از زندگی خود شده است. مرحله ای متفاوت از تمام چهل سال گذشته. این بار دیگر هیچ کدام از طرفین دعوا حرفی از دین و اسلام و عدل و عدالت و علی و محمد نمی زنند، نه شعار مذهبی داده شده و نه مذهب و مذهبیان قدمی فرا گذاشته اند. یک سو خشم است و سوی دیگر سرکوب تام و تصمیم بر کنترل به هر قیمت.
  
اگر فردا روزی فشار نیروی مسلح از روی آن مردم برداشته شود آیا حمام خونی در انتظار همگان است؟ چه کسی انتقام گیری را متوقف می کند؟ آیا سوریه می شویم؟ آیا بالکان می شویم؟ 
من می ترسم از آن روزی که سررشته تمام امور از دست حاکمیت خارج شده باشد، روزی آشوب زده و خونین که احدی در آن روز امنبت نخواهد داشت.

چه باید کرد؟
نمی دانم. 
این بار جماعت به هیچ موضوعی ایمان ندارند. فقیر و مستاصل و خشمگین هستند و کینه در دل دارند. کینه ی تمام سالهای تبعیض و ظلم. کینه دار تمام سالهای دروغ و تزویر. پناه گاهی نداشته و ندارند. از آنها چه انتظاری می توان داشت جز خشونت؟
مگر، شاید که کسی به آنها پناه بدهد. بر سر آنها دست مهر بگذارد. دروغشان نگوید، با آنها زندگی کند. داشتن و نداشتن آنها را بفهمد. گرما و سرما و بیکاری آنها را بفهمد. و نه تنها بفهمد بلکه کاری واقعی برای آنها انجام دهد تا از سیاهچال فقر و نکبت بیرون آیند.
و این اتفاق رخ نخواهد داد، مگرآنکه طور دگر ببینیم و طور دیگری زندگی کنیم و خودمان را جزیی بدانیم از کل و نه تافته جدا بافته ای که همه چیز را می داند و حق دارد که همه چیز داشته باشد و دیگران هم برای خدمت به او و اندیشه او خلق شده اند.
باید یادبگیریم که انسان و حیوان و خاک و آب و ... ارجمند هستند و ما حقیرتر از آنینم که خود را برتر از آنها بدانیم. 







۱۳۹۸ آبان ۳۰, پنجشنبه

فرهنگ عامه - فحش

در فیلم هایی که این روزها از پریشان ایران ارسال میشود مورد جالب و گزنده ای خودنمایی می کند: تمام صحنه ها بشدت آلوده به فحش های کاف دار و ... است. هر دو طرف دعوا، نه اینکه یکی منزه باشد و دیگری دیوصفت. 
عصبانی و خشمگین بودن روی واقعی آدمها را نشان می دهد و یادآور می شود که سیستم تعلیم و تعلم در کشور چگونه عمل کرده است.
این مردم عصبانی خطرناک هستند.


۱۳۹۸ آبان ۲۹, چهارشنبه

تحلیل تاریخ

سال گذشته در همین روزها ایران بودم و بخت یار بودم و کتاب "ایران بین دو انقلاب" اثر آبراهیمیان را خریدم.
این روزها، در آبان ماه پرشورش، کتاب را تمام کردم. 
تحلیل نویسنده درباره جامعه ایران بسیار عمیق و گویاست. خواندن کتاب را به همه توصیه می کنم. 
انگار تاریخ تکرار می شود.

لینک کتاب صوتی اینجاست.



۱۳۹۸ مهر ۱۷, چهارشنبه

در سبوعیت نوع بشر هر چه بگوییم کم گفته ایم

- کتاب مجمع الجزایر گولاگ را می خوانم. شاهکاری است در بیان آنچه بر سر مردم اتحاد جماهیر شوروی آمده بود. امواج بازداشت های بی شمار و بی دلیل و تبعید و شکنجه و مرگ.

- درحیرتم از این همه سبوعیت نوع بشر، که این همه درنده خویی از کجا می آید، که ریشه اش کجاست، که درمانش چیست، که سرانجام بشر چیست و چرا آدمیزاد این همه بی رحم است و کی و کجا از خون ریختن و ضجر دادن دیگران سیراب می شود؟

- عکس های فجایع سوریه را می بینم. عکس ها را فردی که می خواهد ناشناس بماند به غرب آورده. بدن های زشت و عور. خاک گرفته، تکه تکه شده، سوخته، لاغر، گرسنگی کشیده، دهان های بی دندان، دهان های چاک شده، اعضای بریده بریده ... 

- در حیرتم که این همه زشتی از کجا می آید و بشر چه موجودی است.

- شاید نظری بیراه باشد، اما شاید، شاید راهی برای کمتر کردن این جنایات در نسل بعد، نشان دادن زشتی این سبوعیت ها با عکس و فیلم مستند به کودکان باشد، که ببینند که واقعا چه می شود، که جنگ را به مثابه بازی نبینند و ضجه های مادران و پدران و فرزندان را بشنوند و ... کاش می شد بوی مرگ و جسد له شده و متغفن را در کام همه فروکرد تا کسی هوس کشتن نکند.