۱۳۹۱ آبان ۱۳, شنبه
۱۳۹۱ آبان ۱۰, چهارشنبه
تذکره
نقل است که روزی یکی درآمد،
که از جای دور آمده ام نزدیک تو ای استاد،
گفت: این حدیث به قطع مسافت نیست،
از نفس خویش گامی فراتر نه، که همه مقصودها ترا به حاصل است.
ذکر شیخ ابوعلی دقاق
۱۳۹۱ آبان ۵, جمعه
علم غیب
اون روزها ما قسم آیه و خدا می دادیم که این آدم دروغگوست، خلافکار است، بی وجدان است، کارخراب کن است،
می گفتند: نه، شما نمی فهمید، شما به ارزش ها اعتقاد ندارید،
می گفتند: رهبر تاییدش کرده، نظر آقا بر اوست،
آقایشان هم فرمود که نظرش به او نزدیکتر است و ...
همه ما داستان را می دانیم، خون دل ها، جدایی ها، بربا رفتن سرمایه ها و ...
این روزها می گویند: ما که علم غیب نداشتیم ...
اگر علم غیب نداشتید پس چرا آن همه با غیظ با دیگران برخورد کردید؟
پس چه شد ادعایتان که امام زمان او را تایید کرده؟
ما که از شما علم غیب نخواستیم، ما خواستیم که حساب و کتاب کنید، ببینید که آیا این مردک پست در شان کاری هست که بر عهده اش گذاشته اید.
...
زمان سیاه بختی شما هم می رسد، بمانید و ببینید که چگونه مردم کشور و منطقه ای را سیاه بخت کردید با توهم ایمانی تان.
۱۳۹۱ آبان ۳, چهارشنبه
۱۳۹۱ آبان ۲, سهشنبه
۱۳۹۱ مهر ۳۰, یکشنبه
قله های پیشرفت کوپنی
مدیریت اقتصادی جمهوری اسلامی در نگاه تخصص آقای احمد توکلی که اتفاقا در انگلستان تحصیل کرده اند، متجلی می شود.
حقیقتا شوکه شده ام از این همه پررویی و بی شرفی. اینها اگر به روز قیامت و ... اعتقاد داشته باشند، چه می خواهند چواب دهند؟
چندین روزی هست که مرتب فکر می کنم که ای کاش روشی بود برای اینکه زیرپوست آقایون بروم و ببینیم که واقعا به چه چیزی اعتقاد دارند.
راستی وقتی رهبر و رییس جمهور منتصب و شورای فلان و بهمان دم از ازدیاد جمعیت می زنند و در راستای منویات مقام عظمای ولایت برای آن پاداش و سکه و زمین و ... قرار می دهند، کوپن و اقتصاد کوپنی در کجای مغزشان دارد چرخ می زند؟
راستی وقتی رهبر و رییس جمهور منتصب و شورای فلان و بهمان دم از ازدیاد جمعیت می زنند و در راستای منویات مقام عظمای ولایت برای آن پاداش و سکه و زمین و ... قرار می دهند، کوپن و اقتصاد کوپنی در کجای مغزشان دارد چرخ می زند؟
فتح قله های پیشرفت و افتخار را به رهبر معظم انقلاب حقیقتا باید تبریک گفت که حقیقتا و به راستی بدون ایده های نورانی ایشان رسیدن به چنین درجاتی محال بود.
۱۳۹۱ مهر ۲۶, چهارشنبه
نانی در دست
به درگیری های سوریه که فکر می کنم، تنم می لرزد.
سی هزار نفر کم عددی نیست.
این عکس هم مثل خیلی عکس ها دنیایی در خود دارد.
تصور کنید که در جایگاه این بچه ها هستید، به بسته نانی که در دست دخترک است خوب نگاه کنید و به نگاه های مضطرب و نگران همه دیگران.
این عشق به قدرت چه نکبتی است که در جان آدمیان اینقدر ریشه دارد. رحم و شفقت و انسانیت کجاست؟
۱۳۹۱ مهر ۲۵, سهشنبه
فرهنگ در کمیسیون فرهنگی
این متن حقیقتا جدای از سلیقه فکری من نوشته شده،
آدمهای دنیای فرهنگ در ایران سرسخت ترین و مقاوم ترین آدمها هستند، آدمهایی که به هر دلیلی می نویسند، ترجمه می کنند، تیاتر برپا می کنند، می خوانند، می نوازند و ...
من به راستی مانده ام که آنها با این همه فشار چگونه هنوز رمق دارند و هنوز هم زنده اند.
و مانده ام که چگونه از دهخدا و ملک الشعراء و خانلری ها به اینجا رسیده ایم و از همه بدتر اینکه به کجا خواهیم رفت.
...
متن زیر مصاحبه ای است که در نظر اول برای خندیدن مناسب به نظر می آید، اما اگر تامل کنیم، اشک از چشم درمی آورد.
توضیح اینکه سایت فارس نیوز اول بار این متن را منتشر کرد، بعد هم خودشان فهمیدند که چقدر سخیف است، برداشتنداش، اما بلاخره در این دنیا همه امور ثبت می شود.
...
...
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در پاسخ به سوالاتی در خصوص فرهنگ گفت: علاقهای به شعر، ادبیات و سینما ندارد.
اعضای کمیسیون فرهنگی از جمله افراد تاثیر گذار در فرهنگ کشور هستند و نقش مهمی در این رابطه دارند.
با توجه به اهمیت این بحث و آگاهی از نوع نگاه اعضای کمیسیون فرهنگی، خبرگزاری فارس سوالات مشابهی را با اغلب اعضای این کمیسیون انجام داده است.
اولین قسمت این مجموعه مصاحبه ارائه می گردد:
* فارس: خودتان را معرفی کنید؟
سید مرتضی حسینی هستم، نماینده مردم قزوین، تحصیلاتم حوزوی است و فعلا هم نماینده هستم.
* فارس: تعریف شما از فرهنگ چیست؟
فرهنگ به مجموعهای از آداب، سنن، دین، مذهب و همه آن چیزی که یک عده به آن دین میگویند و عدهای به آن فرهنگ میگویند.
* فارس: مهمترین کار فرهنگی که کردید چیست؟
همیشه در حال کار فرهنگی بودهام.
* فارس: از کدام شخصیت فرهنگی الهام میگیرید؟
از مقام معظم رهبری الهام میگیرم و فرد دیگری را الگو قرار نمیدهم.
* فارس: آیا کمیسیون فرهنگی گزینه اول شما بود؟
گزینه اول من کمیسیون امنیت بود. من دو تا گزینه داشتم و هر دوی آنها پر شده بود، به همین دلیل به این کمیسیون آمدم.
* فارس: چرا کمیسیون فرهنگی در مجلس مشتری نداشت؟
زیرا این کمیسیون هم مانند دیگر کارهای فرهنگی در مظلومیت است و دستوراتش اجرا نمیشود و یا اهمیت خاصی به آن داده نمیشود و افراد هم میگویند برای چه به این کمیسیون برویم وقتی این کمیسیون مورد حمایت رئیس مجلس و مجموعه قرار نمیگیرد. در حالی که کمیسیون فرهنگی باید اثر گذار باشد و اگر حرفهای این کمیسیون تاثیرگذار باشد و از آن حمایت شود به طور حتم از آن استقبال خواهد شد.
* فارس: مهمترین دلیلی که آمدید کمیسیون فرهنگی؟
به این دلیل که من خودم نیز آدم فرهنگی هستم و علاقهمند به این حوزه بودم و اعتقاد دارم که اگر فرهنگ درست شود، امنیت هم درست میشود، صنایع و چیزهای دیگر نیز درست میشود. هر مشکلی که داریم در فرهنگمان است.
* فارس: مهمترین معضل فرهنگی کشور؟
دانشگاههای علوم انسانی. علوم انسانی یکی از معضلهای مهم فرهنگی است که تربیتشدگان علوم انسانی هستند که مدیر هستند و همین میشود که مدیریتهای ما مشکل دارد.
* فارس: نیاز فرهنگی نسل جوان را چقدر میشناسید؟ زیاد / کم / متوسط
متوسط
* فارس: مهمترین نیاز فرهنگی نسل جوان را چه میدانید؟
ازدواج، کار.
* فارس: اگر وزیر ارشاد بودید اولین کاری که میکردید چه بود؟
در سه بخش کارهایم را اولویت قرار میدادم، یکی از آنها بحث فرهنگ عمومی است و بخش دوم تربیت هنرمندان متعهد و بخش سوم کنترل سینما و تئاتر.
* فارس: اگر نماینده نبودید چه کاره میشدید؟
من کار آخوندی انجام میدادم، زیرا معتقدم یک امام جماعت موفق میتواند مدیر اجتماع باشد.
* فارس: آخرین کار فرهنگی که کردید؟
کار ما همیشه فرهنگی بوده است.
* فارس: آخرین فیلمی که دیدید؟
قلادههای طلا و خوابم میاد.
* فارس: با خانواده به سینما میروید؟
تا امروز که نرفتهام. سینما یک بار رفتهام و آن هم برای دیدن همین فیلم بوده است که بروم و ببینم چه فیلمی است.
* فارس: اگر کارگردان بودید درباره چه سوژهای فیلم میساختید؟
در تاریخ سرزمینمان و در تاریخ جنگ تحمیلی سوژههای زیادی وجود دارد که ما از آن غافل ماندهایم.
* فارس: اگر هنرمند میشدید چه رشتهای را انتخاب میکردید؟
به این معنا ذوق هنری ندارم و من بیشتر به کارهای سیاسی و مسائل اجتماعی علاقه دارم.
* فارس: آخرین کتابی که خواندید؟
کتابی که رزمنده و آزاده محترم نوشتهاند به نام «پایی که جا ماند».
* فارس: مهمترین کتابی که خواندید؟
کتابهای زیادی خواندم اما کتاب «تشیع در ایران» برای من بسیار اهمیت داشته است.
* فارس: نویسنده محبوب شما؟
مقام معظم رهبری.
* فارس: هنرپیشهای که از کارش خوشتان میآید؟
در پی این نبودهام که بدانم از بازی کدام بازیگر خوشم میآید اما به نظرم فردی که در نقش حضرت یوسف بازی کرد، بازی خوبی را ارائه داد.
* فارس: اگر قرار باشد درباره فرهنگ با کسی مشورت کنید او چه کسی است؟
در کمیسیون با خیلیها مشورت میکنیم اما در این وادیها نیستیم.
* فارس: در جبهه انقلاب اسلامی در شعر، چند نفر را میشناسید؟
خیلی علاقه به این وادی ندارم اما آنهایی که مقام معظم رهبری تایید میکنند را دوست دارم و آن هایی که مقام معظم رهبری مورد تایید قرار میدهند را ما نیز تایید میکنیم.
* فارس: در ادبیات چطور؟
در ادبیات نیز همینطور.
* فارس: در سینما چطور؟
در سینما نیز همینطور.
* فارس: چند موسسه فرهنگی خصوصی را میشناسید؟
خیلیها را میشناسم اما با ارتباطات و سر زدن به سایتهای این موسسات با آنها آشنایی دارم و به دنیا و خبرهایشان سر میزنم.
* فارس: تعریف شما از جنگ نرم چیست؟
جنگ نرم مانند موریانهای است که بدون دردسر در ظاهر پیش میآید و خورنده اعتقادات و فرهنگ جامعه است.
* فارس: به نظر خودتان چقدر در مقابله با جنگ نرم موثر بودهاید؟
نمیدانم، اما در مسجدی که کار میکردم، احساس میکنم میتوانم به خودم 15 بدهم.
* فارس: نمره به عملکردتان در این مدت نمایندگی؟
در بحث نمایندگی دو سه مطلب را باید در نظر گرفت، در رابطه با رسیدگی به مردم و ارتباط با مردم به خودم 17 میدهم و ارتباط تنگاتنگی با مردم دارم، اما در بخش قانونگذاری که بخش مهم نمایندگی است فکر نمیکنم خود مجلس نیز در این چند ماهه موفق باشد و من نیز یکی از همانها هستم.
* فارس: درباره این چند اسم نظرتان را بگویید
وزیر ارشاد: آدم خوبی است
سینمای ایران: آلوده به خیلی از مسائل تهاجم فرهنگی
جواد شمقدری: مثل گذشتهاش نیست و از گذشتهاش عبور کرده است
رییس کمیسیون فرهنگی: آدم وارسته و پاک و یک معلم اخلاق
فوتبال: علاقهمند نیستم
هالیوود: مجموعه تهاجم فرهنگی
سینمای دفاع مقدس: ضعیف است
کمیسیون فرهنگی: نیروهای خوبی جمع شده است، اگر بتوانند موفق باشند
فیلم هندی: اگر در تلویزیون نشان داده شود میبینم.
فیلم لاله: دارای نقایص فراوانی است که اگر نقایص آن برطرف شود شاید برای آن طرف مرزیها خوب باشد.
* فارس: آرزوی فرهنگی شما چیست؟
این علوم انسانی که در آن غربزدگی کاملا پیداست، اصلاح شود.
۱۳۹۱ مهر ۲۰, پنجشنبه
برپاخیز!
طالبان چرکین و متعفن دخترک 14 ساله پاکستانی را به قصد کشت ترور می کند تا بهشت را برای خود تضمین کند،
اما دلیل واقعی جای دیگری است؛ این دخترک می داند که ریشه طالبان آن روزی خشک می شود که همه به مدرسه بروند، نه آن روزی که یانکی های امریکایی با هواپیما و تانک آن منطقه را به ضرب و زور بگیرند.
این مصاحبه را گوش کنید تا پختگی فکری این نوجوان را ببینید.
۱۳۹۱ مهر ۱۸, سهشنبه
پلید
با ورودش، افکار و اعمال و تمام حرکات و سکناتش، زندگی لااقل، تا به امروز، سه نسل از ایرانی ها سوخت و نابود شد.
ای کاش مادرت هرگز نمیزاد تو را.
دنیایی را به آتش کشید و همه را به جان هم انداخت. می گویند استادش همیشه نهی اش می کرد و سید پرخاشگر را بر جای خود می نشاند.
سلاخی انقلابی از نزدیکترین حلقه های آغاز شد. چه داستانهایی که ما نمی دانیم و شاید هرگز هم حقیقت شان فاش نشود.
عقل زوال گرفت و جنون فزونی.
جنگ شد، داخلی و بیرونی. آتش همه چیز را سوزاند، همه مشغول سلاخی مفدس بودند، هرکس برای خودش مکتبی داشت.
با رفتنش کسی بر جایش نشست که عمق نکبت در وجودش به مراتب از اولی عمیق تر بود. نکبت متراکم، عقده های بازناشدنی، جنون دائمی قدرت، در ظاهری متقی و آرام، باطنی آتش گرفته و ملتهب. مارخورده ای افعی شده.
چند سال، چند دهه، چند قرن لازم است تا آثار نکبت وجودش پاک شود؟
...
همه اینها به درک اسفل.
ما مانده ایم و این همه بدبختی و درد. امروز وقتی بغض مادرم را از پشت خط احساس کردم، برای بار هزارم فهمیدم که چه بلایی بر سرمان آمده. "فهمیدن" توصیف کننده آن حس نیست.
ای کاش مادرت هرگز نمیزاد تو را.
دنیایی را به آتش کشید و همه را به جان هم انداخت. می گویند استادش همیشه نهی اش می کرد و سید پرخاشگر را بر جای خود می نشاند.
سلاخی انقلابی از نزدیکترین حلقه های آغاز شد. چه داستانهایی که ما نمی دانیم و شاید هرگز هم حقیقت شان فاش نشود.
عقل زوال گرفت و جنون فزونی.
جنگ شد، داخلی و بیرونی. آتش همه چیز را سوزاند، همه مشغول سلاخی مفدس بودند، هرکس برای خودش مکتبی داشت.
با رفتنش کسی بر جایش نشست که عمق نکبت در وجودش به مراتب از اولی عمیق تر بود. نکبت متراکم، عقده های بازناشدنی، جنون دائمی قدرت، در ظاهری متقی و آرام، باطنی آتش گرفته و ملتهب. مارخورده ای افعی شده.
چند سال، چند دهه، چند قرن لازم است تا آثار نکبت وجودش پاک شود؟
...
همه اینها به درک اسفل.
ما مانده ایم و این همه بدبختی و درد. امروز وقتی بغض مادرم را از پشت خط احساس کردم، برای بار هزارم فهمیدم که چه بلایی بر سرمان آمده. "فهمیدن" توصیف کننده آن حس نیست.
اشتراک در:
پستها (Atom)




