از ظلمت، نور
۱۳۸۹ مهر ۴, یکشنبه
۱۳۸۹ شهریور ۳۰, سهشنبه
دانشكده
وب سايت دانشكده سابق را مي ديدم، الحمدلله تمام اساتيدي كه دست چپ و راست خودشان را نمي توانستند تشخيص بدهند به مقام "استاد تمامي" رسيده بودند.
آدمهايي كه از آب گل آلود ماهي گرفته بودند و خودشان را با هر دوز و كلكي در دانشگاه چپانده بودند. نه روح علمي داشتند و نه روحيه كشف حقيقت.
استاد تمام بودن معني و مفهومي دارد (البته شايد بايد بگويم كه داشت)، اين جماعت هرگز بويي از آن نبرده اند.
اين جماعت با هيچ معيار و استانداردي لايق مقام استادي نبوده و نخواهند بود.
خودشان شده اند معيار سنجش، خودشان به خودشان مدرك و جايزه و "مقام استادي" هبه مي كنند.
وقتي محك رابطه و رقابت با دنياي آزاد از بين رفته باشد، وضع و حال از اين بهتر نخواهد بود.
----------------------
پي نوشت:
بديهي است كه منظور من همه اساتيد نيست. در همان دپارتمان اساتيد واقعي هم وجود دارند.
۱۳۸۹ شهریور ۲۷, شنبه
ديگران
هرچه بيشتر با انديشه ديگراني كه فكرها و ايده هاي نسل بعد را خط و ربط مي دهند آشنا مي شوم، بيشتر و بيشتر و بيشتر نگران عاقبت امر خودمان مي شوم.
بي تدبيري و كژ رفتاري و فساد حكومت چنان همه را بي ادب كرده و چنان دروغ و اشتباه را جاري ساخته كه ...
اينان كه امروز طرد شدگان رسمي و حكومتي هستند، اگر روزي بر سر قدرت برسند چه خواهند كرد؟
دين داران ولايي در تب و تاب تصويب لايحه "حمايت" از خانواده هستند و در پي بزم حضور صيغه شده هاي خود و آن ديگران در پي برانداختن تمام اركان دين و دينداري.
دين داران ولايي فكر و ذكرشان داشتن همخوابه در سفر و حذر است تا مبادا به ورطه گناه بلغزند و آن ديگري با كلمات نافذ خود در حال برچيدن تمام بساط.
باشند و به فكر صيغه هاي شرعي خود باشند تا مبادا در ورطه گناه سقوط كنند و تا مبادا ترك اولي بر آنها مستولي شود.
۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سهشنبه
۱۳۸۹ شهریور ۲۲, دوشنبه
سلامت رواني
بعضي آدمها چقدر ديوانه هستند.
من با ديگري حرف مي زنم، او به خود مي گيرد.
روح من از داستان بي خبر است و آن ديوانه ي خودخور در حال زجر دادن خود و ديگران است.
نمي دانم كه درس خواندن و دكتري گرفتن چه ارزشي دارد كه آدميزاد خود را ديوانه كند، از همه جا طرد شود، ماهها و شايد سالها خانواده اش را نبيند، هيچ دوستي نداشته باشد و ... حتي وقتي سرما مي خورد، كسي نباشد كه برايش غذايي درست كند و ...
بيا همين الان يك تكه كاغذ پاره بگير دستت و فكر كن كه رفته اي روي سن دانشگاه و مدرك دكتريت را گرفته اي. آخر اين كاغذ پاره به چه دردت مي خورد ابله؟ ديوانه هايي مثل تو هستند كه زندگي را به كام خود و همه آدمها تلخ كرده اند.
خدا همه را سلامت دارد.
۱۳۸۹ شهریور ۱۰, چهارشنبه
۱۳۸۹ شهریور ۸, دوشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)

